☆ دل نوشته ها ☆

در کوی نیک نامی مارا گذر ندادند

گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

دل شکسته

دیگر از حقیقت های تلخ خسته شده ام،

یک دروغ شیرین بگو...

دل شکسته
همیشه لازم نیست برای گفتن از جمله ها استفاده کرد،

گاهـی؛می توان چند سطر سکوت بنویسیم

تا زمان تنهایی،هرکس؛

هرطور که دلش خواست آن را معنا کند...

دل شکسته

" سرم " را شاید دیگران در نبودنت گرم کنند اما...

" دلم "را هــــــــــــــــــــــــــــــرگــز...!!!!!!!!!!

دل شکسته

چایت را بنوش،

نگران فردا نباش،


از گندمزار ما مشتی کاه می ماند برای بادها...

دل شکسته


من به این نبودنها و جاهای خالی عادت دارم،

انگار پر شوند


راه " نفسم " را می بندد...!!!

 

دل شکسته

بگذار مچاله وخیس در آغوشت بمانم.

از پهن شدن بر بند خاطرات

بــــــــــیــــزارم....!!!!!!!!

 


مانند شیشه شکستم،آسان بود

ولی...دیگر به من دست نزن،


این بار زخمیت خواهم کـــــــرد...!!!

/ 0 نظر / 8 بازدید