شکستن...

 

دیشب نمی دانستم به کدام یک از دردهایم بگریم،

 

کلی خندیدم،

 

نشنیده بگیر،صدای شکستنم بود،

 

چکه می کنند چشم هایم، 

 

به گمانم قلبمترک برداشته باشد... 

 
 
 
تنهاییم را گردن هیچکس نمی اندازم،

 

گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد...

  

/ 2 نظر / 8 بازدید
باران

سلام.مطلب زیبایی بود...وبلاگتون پراز احساسه... اگه دوست داشتید خوشحال میشم منو با اسم ساعت شنی لینک کنید و خبرم کنید تا لینکتون کنم...!ممنون

علی

[افسوس][دلشکسته][افسوس]