قیصر امین پور

دل داده ام بـر باد؛ بر هرچه بـــاداباد

مجنون تراز لیلی،شیرین تراز فرهــاد

آب ازتوطوفان شد،خاک از تو خاکستر

از بــوی تو آتـش ،در جان بـاد افتـــاد

هرقصربی شیرین،چون بیستون ویران

هرکوه بی فرهاد، کاهی به دست بـاد

هفتـــاد پشت ما از نســــل غــم بــودند

ارث پــدر مـا را؛ انــدوه مـــادر زاد

از خـاک ما در باد، بـوی تـو می آیــــد

تنها تو می مانی،ما می رویم از یـــاد

/ 0 نظر / 8 بازدید